کاسبها چگونه خرید میکنند؟
پایگاه خبری پیام قزوین پرس به نقل از خبرگزاری فارس: برای خرید چند قلم لوازم موردنیاز سری به یکی از فروشگاههای نزدیک خانه میزنم. از قضا روزی است که حسابهای کالابرگ هم شارژ شده است. شلوغی مغازه کلافهام میکند و میخواهم خرید را به روزی خلوتتر موکول کنم، اما یک جمله همانجا متوقفم میکند. چندنفری که به نظر میرسد عائلهوار هستند، گله میکنند که مبلغ کالابرگ با نرخ تورم هیچ تناسبی ندارد. بین همین همهمه و صحبتها فروشندهٔ مغازه میگوید که حرفشان را قبول دارد، اما بالاخره میتوان در همین شرایط هم کارهایی انجام داد که کمی فشار اقتصادی را کمتر احساس کرد. او میگوید: «برنامهریزی داشتن برای خرید، عین پسانداز است.»
جملهای که ظاهراً به مذاق بعضیها خوش نیامده؛ یکی از مشتریها که خانمی جوان است لبخند تلخی میزند و با تمسخر میگوید: «درست شنیدم، پسانداز؟!» انتقادها ادامه دارد اما صدایی از میان جمع، بقیه را ساکت و توجهها را به خود جلب میکند: «من هم مثل شما اولش همین فکر را کردم، اما به توصیههای این بنده خدا که گوش کردم، حالا ادعا نمیکنم که توانستم پسانداز کنم، اما از کسی هم پول قرض نکردم.» اینجاست که پچپچها کم میشود. مشتاق میشوم ببینم فروشنده چه توصیههایی دارد تا اینجا در میان بگذارم. آنچه در ادامه میخوانید حاصل ۲۷ سال فعالیت در صنف خواربارفروشی است که آقای «کاردان» به دست آورده است. اینجا با هم مرور میکنیم که کاسبها خودشان چگونه خرید میکنند؟
یک دفترچهٔ موقت!
بیشتر مردم برای خرید یکی دو قلم کالا به مغازه میروند، اما وقتی برمیگردند بیشتر خرید کردهاند. این شکر دارد که کسی توان مالی خرید بیشتر داشته باشد، اما حالا در این شرایط تورمی اصلاً مزیت نیست. همان فرد چند وقت دیگر حوالی پایان ماه کفگیرش به تهدیگ میخورد و نمیتواند چنان که باید با دستِ بازخرید کند. اینجاست که دلزده و ناراحت میشود. یک دفتر بردارید، اسمش را هرچه دوست دارید بگذارید. برنامهٔ خرید ماهانه را به وعدههای خرید هفتگی و روزانه تقسیم کنید. دفتر چند قسمت داشته باشد؛ مثلاً خواربار، خرید برای بچهها، میوه، هزینهٔ تعمیرات، آب و برق و در کل هزینههای جاری زندگی. قرار است همیشه هر چه خریدیم در این دفتر بنویسیم؟ نه! خیلیهایمان این کار را دوست نداریم. این دفترچه فقط چند ماه با ماست تا قِلق کار دستمان بیاید. بعد که مهارت درست خریدکردن را یاد گرفتیم، نیازی به مکتوب کردن نیست. با این کار یک برآورد اولیه میکنیم که چقدر درآمد و بودجهٔ خرید داریم، هزینههای دائمی زندگی چقدر است، هزینههای احتمالی چقدر و مقداری هم برای هزینههای غیرقابلپیشبینی باید کنار گذاشت؛ مبلغ کمی هم برای پسانداز. اگر قسط پرداخت میکنیم یا به هر دلیل هزینهٔ یک ماه بیشتر باشد، نیازی به هزینهٔ پسانداز نیست. قرار نیست خودمان را تحتفشار بگذاریم. برنامهریزی مالی باید قابلیت انعطاف داشته باشد.
خرید فله؛ درست یا اشتباه؟
بعضیها عادت به خرید فله دارند. عادت بدی هم نیست. برای مثال برنج، حبوبات و برخی اقلام پرمصرف را یکجا میخرند. معتقدند شاید ناچار باشند یکی دو ماه فشار مالی را تحمل کنند، اما تا پایان سال نیاز نیست آن قلم کالا را آن هم با شرایط تورمی جامعه در ماههای مختلف با قیمتهای متفاوت بخرند؛ آن هم در شرایطی که درآمد و اعتبار کالابرگها تقریباً ثابت است. اگر چنین ریسکی میکنید، حتماً در آن دفتر، هزینهٔ نهایی را تقسیم بر ماههای مختلف و از درآمد ماهانه کم کنید. چرا؟ چون اگر این کار را انجام ندهیم، بدون محاسبهٔ آن به برخی خریدها که در اولویت نیست نه نمیگوییم و به پایان ماه نرسیده فشار مالی بیشتری را تحمل میکنیم. با این کار شاید چند ماه دست ما برای خرید و بعضی هزینههای جانبی تفریحی و... باز نباشد، اما فشار کاذب خرید مقطعی و تورمی از همان اول ماه از روی دوشمان برداشته میشود؛ به عبارتی با واقعیت مالی همان ماه، برنامهریزی و زندگی میکنیم.
دورریز و اسراف کم میشود
حالا اگر شما عادت، امکان یا شرایط خرید فلهای ندارید عیبی ندارد؛ این هم سبک یا شرایط زندگی شماست. بااینحال در شرایط فعلی بد نیست تجدیدنظر و یکبار هم که شده این شیوه را تجربه کنید. من مشتریهایی دارم که یک ماه فقط برنج میخرند، ماه بعد روغن، ماهی دیگر حبوبات و... یکی از آنها به من میگفت: «آقای کاردان، من فصلبندی کردهام. پاییز و زمستان حبوبات و برنج میخرم، بهار روغن و تابستان بقیهٔ اقلامی که پراستفاده هستند. موقع خرید حتماً تاریخ تولید و انقضا را بررسی میکنم که زمان کافی داشته باشند. ۱۵ سال است این کار را انجام میدهم و حسابی برکت آن را در زندگیام دیدهام. از همه مهمتر! چون یکجا خرید میکنم برای پاککردن، نگهداشتن و مصرفشان هم برنامهریزی داریم. چیزی خراب نمیشود و دورریز نداریم. شاید به این دلیل که در این مدل خرید، دستتان برای انتخاب کیفیت باز و اقلام هم یکدست هستند. این مسئله در آشپزی خیلی اهمیت دارد و دورریز را تا حد زیادی کاهش میدهد.»
ضروری، معمولی، غیرضروری
اگر عادت یا امکان خرید فله ندارید هم فدای سرتان. اینکه میگویم برنامهریزی برای خرید عین صرفهجویی و پسانداز است، اغراق نیست. وقتی شما میدانید چه نیازی دارید، قدم مهمی برداشتهاید. بعضیها عادت دارند بگویند: «در وصف بدبختی ما همین بس که به چه کنم، چه کنم افتادهایم و باید کاغذ و قلم دستمان بگیریم و برویم خرید؛ تازه اگر بتوان چیزی خرید.» همین آدمها معمولاً تهِ دل بقیه را خالی میکنند. من با بقیه کار ندارم، تجربهٔ یکعمر کاسبیِ خودم به من نشان داده که این افراد معمولاً اوضاع مالی بهتری هم دارند و خیلی بیشتر از بقیه خرید میکنند. این خوب نیست که با این حرفها تهِ دل کسی را خالی یا او را برای این مدل خریدکردن دچار شرم تحمیلی کنیم. این افراد معمولاً با آبوتاب از زندگی در اروپا صحبت میکنند. غالباً هم یک یا چند دوست و خویشاوند دارند که آنجا زندگی میکنند و رفاه از سر و روی زندگیشان میبارد. بگذارید منی به شما بگویم که چند کشور دنیا را گشتهام و در جوانی هم در ژاپن و بلغارستان زندگی کردهام. مردم همان اروپایی که این افراد حسرتش را میخورند یا دیگر کشورها، اکثرشان بدون برنامهریزی مالی اصلاً نمیتوانند زندگی کنند. کجای دنیا مثل ایران مردم کیلویی جنس میخرند؟ درست است که این چندساله تورم خیلی زیادی داریم، اما شنیدن یکسری حرف که معلوم نیست درست باشد یا نه دربارهٔ معیشت مردم بقیهٔ کشورهای دنیا چه کمکی به ما میکند؟ در مهمترین قدم و برنامه برای خرید، نیازهایتان را فهرست کنید: ضروری، معمولی و غیرضروری (قابلچشمپوشی و تعویق).
کاسبها چگونه خرید میکنند؟
«برنامهریزی برای خرید، عین پسانداز است.» فروشنده همین که این حرف را میزند با ابروهای گرهکردهٔ مشتریان مغازه روبهرو میشود که یعنی: «این آقا هم یک حرفی برای خودش میزند و ازهمهجابیخبر است لابد!»
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: برای خرید چند قلم لوازم موردنیاز سری به یکی از فروشگاههای نزدیک خانه میزنم. از قضا روزی است که حسابهای کالابرگ هم شارژ شده است. شلوغی مغازه کلافهام میکند و میخواهم خرید را به روزی خلوتتر موکول کنم، اما یک جمله همانجا متوقفم میکند. چندنفری که به نظر میرسد عائلهوار هستند، گله میکنند که مبلغ کالابرگ با نرخ تورم هیچ تناسبی ندارد. بین همین همهمه و صحبتها فروشندهٔ مغازه میگوید که حرفشان را قبول دارد، اما بالاخره میتوان در همین شرایط هم کارهایی انجام داد که کمی فشار اقتصادی را کمتر احساس کرد. او میگوید: «برنامهریزی داشتن برای خرید، عین پسانداز است.»
جملهای که ظاهراً به مذاق بعضیها خوش نیامده؛ یکی از مشتریها که خانمی جوان است لبخند تلخی میزند و با تمسخر میگوید: «درست شنیدم، پسانداز؟!» انتقادها ادامه دارد اما صدایی از میان جمع، بقیه را ساکت و توجهها را به خود جلب میکند: «من هم مثل شما اولش همین فکر را کردم، اما به توصیههای این بنده خدا که گوش کردم، حالا ادعا نمیکنم که توانستم پسانداز کنم، اما از کسی هم پول قرض نکردم.» اینجاست که پچپچها کم میشود. مشتاق میشوم ببینم فروشنده چه توصیههایی دارد تا اینجا در میان بگذارم. آنچه در ادامه میخوانید حاصل ۲۷ سال فعالیت در صنف خواربارفروشی است که آقای «کاردان» به دست آورده است. اینجا با هم مرور میکنیم که کاسبها خودشان چگونه خرید میکنند؟
یک دفترچهٔ موقت!
بیشتر مردم برای خرید یکی دو قلم کالا به مغازه میروند، اما وقتی برمیگردند بیشتر خرید کردهاند. این شکر دارد که کسی توان مالی خرید بیشتر داشته باشد، اما حالا در این شرایط تورمی اصلاً مزیت نیست. همان فرد چند وقت دیگر حوالی پایان ماه کفگیرش به تهدیگ میخورد و نمیتواند چنان که باید با دستِ بازخرید کند. اینجاست که دلزده و ناراحت میشود. یک دفتر بردارید، اسمش را هرچه دوست دارید بگذارید. برنامهٔ خرید ماهانه را به وعدههای خرید هفتگی و روزانه تقسیم کنید. دفتر چند قسمت داشته باشد؛ مثلاً خواربار، خرید برای بچهها، میوه، هزینهٔ تعمیرات، آب و برق و در کل هزینههای جاری زندگی. قرار است همیشه هر چه خریدیم در این دفتر بنویسیم؟ نه! خیلیهایمان این کار را دوست نداریم. این دفترچه فقط چند ماه با ماست تا قِلق کار دستمان بیاید. بعد که مهارت درست خریدکردن را یاد گرفتیم، نیازی به مکتوب کردن نیست. با این کار یک برآورد اولیه میکنیم که چقدر درآمد و بودجهٔ خرید داریم، هزینههای دائمی زندگی چقدر است، هزینههای احتمالی چقدر و مقداری هم برای هزینههای غیرقابلپیشبینی باید کنار گذاشت؛ مبلغ کمی هم برای پسانداز. اگر قسط پرداخت میکنیم یا به هر دلیل هزینهٔ یک ماه بیشتر باشد، نیازی به هزینهٔ پسانداز نیست. قرار نیست خودمان را تحتفشار بگذاریم. برنامهریزی مالی باید قابلیت انعطاف داشته باشد.
خرید فله؛ درست یا اشتباه؟
بعضیها عادت به خرید فله دارند. عادت بدی هم نیست. برای مثال برنج، حبوبات و برخی اقلام پرمصرف را یکجا میخرند. معتقدند شاید ناچار باشند یکی دو ماه فشار مالی را تحمل کنند، اما تا پایان سال نیاز نیست آن قلم کالا را آن هم با شرایط تورمی جامعه در ماههای مختلف با قیمتهای متفاوت بخرند؛ آن هم در شرایطی که درآمد و اعتبار کالابرگها تقریباً ثابت است. اگر چنین ریسکی میکنید، حتماً در آن دفتر، هزینهٔ نهایی را تقسیم بر ماههای مختلف و از درآمد ماهانه کم کنید. چرا؟ چون اگر این کار را انجام ندهیم، بدون محاسبهٔ آن به برخی خریدها که در اولویت نیست نه نمیگوییم و به پایان ماه نرسیده فشار مالی بیشتری را تحمل میکنیم. با این کار شاید چند ماه دست ما برای خرید و بعضی هزینههای جانبی تفریحی و... باز نباشد، اما فشار کاذب خرید مقطعی و تورمی از همان اول ماه از روی دوشمان برداشته میشود؛ به عبارتی با واقعیت مالی همان ماه، برنامهریزی و زندگی میکنیم.
دورریز و اسراف کم میشود
حالا اگر شما عادت، امکان یا شرایط خرید فلهای ندارید عیبی ندارد؛ این هم سبک یا شرایط زندگی شماست. بااینحال در شرایط فعلی بد نیست تجدیدنظر و یکبار هم که شده این شیوه را تجربه کنید. من مشتریهایی دارم که یک ماه فقط برنج میخرند، ماه بعد روغن، ماهی دیگر حبوبات و... یکی از آنها به من میگفت: «آقای کاردان، من فصلبندی کردهام. پاییز و زمستان حبوبات و برنج میخرم، بهار روغن و تابستان بقیهٔ اقلامی که پراستفاده هستند. موقع خرید حتماً تاریخ تولید و انقضا را بررسی میکنم که زمان کافی داشته باشند. ۱۵ سال است این کار را انجام میدهم و حسابی برکت آن را در زندگیام دیدهام. از همه مهمتر! چون یکجا خرید میکنم برای پاککردن، نگهداشتن و مصرفشان هم برنامهریزی داریم. چیزی خراب نمیشود و دورریز نداریم. شاید به این دلیل که در این مدل خرید، دستتان برای انتخاب کیفیت باز و اقلام هم یکدست هستند. این مسئله در آشپزی خیلی اهمیت دارد و دورریز را تا حد زیادی کاهش میدهد.»
ضروری، معمولی، غیرضروری
اگر عادت یا امکان خرید فله ندارید هم فدای سرتان. اینکه میگویم برنامهریزی برای خرید عین صرفهجویی و پسانداز است، اغراق نیست. وقتی شما میدانید چه نیازی دارید، قدم مهمی برداشتهاید. بعضیها عادت دارند بگویند: «در وصف بدبختی ما همین بس که به چه کنم، چه کنم افتادهایم و باید کاغذ و قلم دستمان بگیریم و برویم خرید؛ تازه اگر بتوان چیزی خرید.» همین آدمها معمولاً تهِ دل بقیه را خالی میکنند. من با بقیه کار ندارم، تجربهٔ یکعمر کاسبیِ خودم به من نشان داده که این افراد معمولاً اوضاع مالی بهتری هم دارند و خیلی بیشتر از بقیه خرید میکنند. این خوب نیست که با این حرفها تهِ دل کسی را خالی یا او را برای این مدل خریدکردن دچار شرم تحمیلی کنیم. این افراد معمولاً با آبوتاب از زندگی در اروپا صحبت میکنند. غالباً هم یک یا چند دوست و خویشاوند دارند که آنجا زندگی میکنند و رفاه از سر و روی زندگیشان میبارد. بگذارید منی به شما بگویم که چند کشور دنیا را گشتهام و در جوانی هم در ژاپن و بلغارستان زندگی کردهام. مردم همان اروپایی که این افراد حسرتش را میخورند یا دیگر کشورها، اکثرشان بدون برنامهریزی مالی اصلاً نمیتوانند زندگی کنند. کجای دنیا مثل ایران مردم کیلویی جنس میخرند؟ درست است که این چندساله تورم خیلی زیادی داریم، اما شنیدن یکسری حرف که معلوم نیست درست باشد یا نه دربارهٔ معیشت مردم بقیهٔ کشورهای دنیا چه کمکی به ما میکند؟ در مهمترین قدم و برنامه برای خرید، نیازهایتان را فهرست کنید: ضروری، معمولی و غیرضروری (قابلچشمپوشی و تعویق).
این هم جایزهات!
حالا که نیازهایتان را شناختید، اولِ ماه بدون معطلی کالاهای اساسی و ضروری را تأمین کنید. هفتهٔ دوم ماه مربوط به کالاهای معمولی است؛ اقلامی که هم لازم است و هم اگر نخواستیم میتوانیم با خرید کالایی دیگر یا برنامهریزی دیگری جایگزین کنیم. تکلیف اقلام غیرضروری هم معلوم است؛ خرید آنها را دقیقاً موکول کنید به هفتهٔ آخر ماه. اینطور اگر پول کافی داشته باشید میتوانید تهیه کنید، اگر نه پولی را که حالا در روزهای پایانی ماه میتواند خیلی به شما برای خرید یا کارهای دیگر کمک کند، صرف غیرضرور نکردهاید. اما یک نکته؛ ما انسانیم. خیلی وقتها امتحانکردن یک بستنی جدید که تازه به بازار آمده، حال ما را بیشتر از خوردن یک بشقاب پلو و خورشت سرحال میکند. اگر اوضاع مالی اجازه میدهد به خودتان سخت نگیرید، آن خوراکی را امتحان کنید یا آن وسیله را بخرید. این کار مزیت روحی خوبی هم دارد؛ انگار پاداشِ برنامهریزی درست مالی را با خریدن آن وسیله به خودتان میدهید.
از پرسوجو غافل نشوید
یک بخش از خرید معمولاً مربوط به لوازم ضروری، نیمه ضروری و نسبتاً غیرضروری میشود که شما قبلاً آن را امتحان نکردهاید یا سررشتهای در خریدش ندارید. در چنین شرایطی قبل از خرید، انجام بعضی ترفندها کمک میکند کمتر دچار فشار مالی یا اشتباه شوید. اگر میخواهید مواد غذایی بخرید که دمای محیط در نگهداری آنها اهمیت دارد، حتماً متناسب با ظرفیت یخچال یا فضای خنکی که در خانه دارید خرید کنید. دربارهٔ اینکه آن کالا چند رقم و کیفیت مختلف دارد حتماً تحقیق کنید. از چند فروشنده نه فقط یک فروشنده و از اطرافیانی که میدانید تجربهٔ خوبی دارند و راهنمایی مطمئنی میدهند کمک بگیرید. برای مثال برای تهیهٔ نمونهٔ خارجی بهجای نمونهٔ داخلی هیچوقت ریسک نکنید و یکجا خرید نکنید. اول مقدار کمی نمونه بخرید و امتحان کنید؛ اگر راضی بودید، با ذائقهٔ شما هماهنگ بود یا نیاز شما را بهخوبی پاسخ میداد اقدام کنید؛ در غیر این صورت شما با این شیوه از ضرر جلوگیری کردهاید. همچنین اگر کالا یا مواد غذایی را میخواهید امتحان کنید که تازهوارد بازار شده یا تجربه جدیدی است، حتماً آن را به کمترین میزانی که امکان دارید تهیه کنید. برخی مواقع زرقوبرق یک کالا ما را جذب میکند اما طعم، کیفیت یا ماهیت آن باسلیقه ما کاملاً فرق دارد. با این ترفند هزینه کمتری برای خریدهای هیجانی میدهیم
تمام نمونه را مصرف نکنید!
دربارهٔ مواد غذایی خوراکی، اگر نمونه گرفتهاید حتماً در اولین فرصت طبخ یا استفاده کنید. مقداری از نمونه را هم نگه دارید که اگر قصد خرید بیشتر داشتید همراهتان باشد. این کار دو فایده دارد: اول اینکه زمان را از دست نمیدهید؛ بعضی اقلام بهخصوص اگر قیمت مناسب داشته یا تازه باشند زود فروش میروند. از طرفی هنگام خرید، کالا را با نمونه تطبیق میدهید و کلاه سرتان نمیرود. بعضی وقتها پیش میآید که یک نمونه را به فردی میدهند، اما همین که اعلام رضایت میکند و برای خرید مراجعه میکند، جنسی دیگر یا بهاصطلاح رقمِ مخلوط به او میفروشند. این موضوع دربارهٔ خرید برنج و حبوبات خیلی مصداق دارد.
کاسبها چگونه خرید میکنند؟
«برنامهریزی برای خرید، عین پسانداز است.» فروشنده همین که این حرف را میزند با ابروهای گرهکردهٔ مشتریان مغازه روبهرو میشود که یعنی: «این آقا هم یک حرفی برای خودش میزند و ازهمهجابیخبر است لابد!»
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: برای خرید چند قلم لوازم موردنیاز سری به یکی از فروشگاههای نزدیک خانه میزنم. از قضا روزی است که حسابهای کالابرگ هم شارژ شده است. شلوغی مغازه کلافهام میکند و میخواهم خرید را به روزی خلوتتر موکول کنم، اما یک جمله همانجا متوقفم میکند. چندنفری که به نظر میرسد عائلهوار هستند، گله میکنند که مبلغ کالابرگ با نرخ تورم هیچ تناسبی ندارد. بین همین همهمه و صحبتها فروشندهٔ مغازه میگوید که حرفشان را قبول دارد، اما بالاخره میتوان در همین شرایط هم کارهایی انجام داد که کمی فشار اقتصادی را کمتر احساس کرد. او میگوید: «برنامهریزی داشتن برای خرید، عین پسانداز است.»
جملهای که ظاهراً به مذاق بعضیها خوش نیامده؛ یکی از مشتریها که خانمی جوان است لبخند تلخی میزند و با تمسخر میگوید: «درست شنیدم، پسانداز؟!» انتقادها ادامه دارد اما صدایی از میان جمع، بقیه را ساکت و توجهها را به خود جلب میکند: «من هم مثل شما اولش همین فکر را کردم، اما به توصیههای این بنده خدا که گوش کردم، حالا ادعا نمیکنم که توانستم پسانداز کنم، اما از کسی هم پول قرض نکردم.» اینجاست که پچپچها کم میشود. مشتاق میشوم ببینم فروشنده چه توصیههایی دارد تا اینجا در میان بگذارم. آنچه در ادامه میخوانید حاصل ۲۷ سال فعالیت در صنف خواربارفروشی است که آقای «کاردان» به دست آورده است. اینجا با هم مرور میکنیم که کاسبها خودشان چگونه خرید میکنند؟
یک دفترچهٔ موقت!
بیشتر مردم برای خرید یکی دو قلم کالا به مغازه میروند، اما وقتی برمیگردند بیشتر خرید کردهاند. این شکر دارد که کسی توان مالی خرید بیشتر داشته باشد، اما حالا در این شرایط تورمی اصلاً مزیت نیست. همان فرد چند وقت دیگر حوالی پایان ماه کفگیرش به تهدیگ میخورد و نمیتواند چنان که باید با دستِ بازخرید کند. اینجاست که دلزده و ناراحت میشود. یک دفتر بردارید، اسمش را هرچه دوست دارید بگذارید. برنامهٔ خرید ماهانه را به وعدههای خرید هفتگی و روزانه تقسیم کنید. دفتر چند قسمت داشته باشد؛ مثلاً خواربار، خرید برای بچهها، میوه، هزینهٔ تعمیرات، آب و برق و در کل هزینههای جاری زندگی. قرار است همیشه هر چه خریدیم در این دفتر بنویسیم؟ نه! خیلیهایمان این کار را دوست نداریم. این دفترچه فقط چند ماه با ماست تا قِلق کار دستمان بیاید. بعد که مهارت درست خریدکردن را یاد گرفتیم، نیازی به مکتوب کردن نیست. با این کار یک برآورد اولیه میکنیم که چقدر درآمد و بودجهٔ خرید داریم، هزینههای دائمی زندگی چقدر است، هزینههای احتمالی چقدر و مقداری هم برای هزینههای غیرقابلپیشبینی باید کنار گذاشت؛ مبلغ کمی هم برای پسانداز. اگر قسط پرداخت میکنیم یا به هر دلیل هزینهٔ یک ماه بیشتر باشد، نیازی به هزینهٔ پسانداز نیست. قرار نیست خودمان را تحتفشار بگذاریم. برنامهریزی مالی باید قابلیت انعطاف داشته باشد.
خرید فله؛ درست یا اشتباه؟
بعضیها عادت به خرید فله دارند. عادت بدی هم نیست. برای مثال برنج، حبوبات و برخی اقلام پرمصرف را یکجا میخرند. معتقدند شاید ناچار باشند یکی دو ماه فشار مالی را تحمل کنند، اما تا پایان سال نیاز نیست آن قلم کالا را آن هم با شرایط تورمی جامعه در ماههای مختلف با قیمتهای متفاوت بخرند؛ آن هم در شرایطی که درآمد و اعتبار کالابرگها تقریباً ثابت است. اگر چنین ریسکی میکنید، حتماً در آن دفتر، هزینهٔ نهایی را تقسیم بر ماههای مختلف و از درآمد ماهانه کم کنید. چرا؟ چون اگر این کار را انجام ندهیم، بدون محاسبهٔ آن به برخی خریدها که در اولویت نیست نه نمیگوییم و به پایان ماه نرسیده فشار مالی بیشتری را تحمل میکنیم. با این کار شاید چند ماه دست ما برای خرید و بعضی هزینههای جانبی تفریحی و... باز نباشد، اما فشار کاذب خرید مقطعی و تورمی از همان اول ماه از روی دوشمان برداشته میشود؛ به عبارتی با واقعیت مالی همان ماه، برنامهریزی و زندگی میکنیم.
دورریز و اسراف کم میشود
حالا اگر شما عادت، امکان یا شرایط خرید فلهای ندارید عیبی ندارد؛ این هم سبک یا شرایط زندگی شماست. بااینحال در شرایط فعلی بد نیست تجدیدنظر و یکبار هم که شده این شیوه را تجربه کنید. من مشتریهایی دارم که یک ماه فقط برنج میخرند، ماه بعد روغن، ماهی دیگر حبوبات و... یکی از آنها به من میگفت: «آقای کاردان، من فصلبندی کردهام. پاییز و زمستان حبوبات و برنج میخرم، بهار روغن و تابستان بقیهٔ اقلامی که پراستفاده هستند. موقع خرید حتماً تاریخ تولید و انقضا را بررسی میکنم که زمان کافی داشته باشند. ۱۵ سال است این کار را انجام میدهم و حسابی برکت آن را در زندگیام دیدهام. از همه مهمتر! چون یکجا خرید میکنم برای پاککردن، نگهداشتن و مصرفشان هم برنامهریزی داریم. چیزی خراب نمیشود و دورریز نداریم. شاید به این دلیل که در این مدل خرید، دستتان برای انتخاب کیفیت باز و اقلام هم یکدست هستند. این مسئله در آشپزی خیلی اهمیت دارد و دورریز را تا حد زیادی کاهش میدهد.»
ضروری، معمولی، غیرضروری
اگر عادت یا امکان خرید فله ندارید هم فدای سرتان. اینکه میگویم برنامهریزی برای خرید عین صرفهجویی و پسانداز است، اغراق نیست. وقتی شما میدانید چه نیازی دارید، قدم مهمی برداشتهاید. بعضیها عادت دارند بگویند: «در وصف بدبختی ما همین بس که به چه کنم، چه کنم افتادهایم و باید کاغذ و قلم دستمان بگیریم و برویم خرید؛ تازه اگر بتوان چیزی خرید.» همین آدمها معمولاً تهِ دل بقیه را خالی میکنند. من با بقیه کار ندارم، تجربهٔ یکعمر کاسبیِ خودم به من نشان داده که این افراد معمولاً اوضاع مالی بهتری هم دارند و خیلی بیشتر از بقیه خرید میکنند. این خوب نیست که با این حرفها تهِ دل کسی را خالی یا او را برای این مدل خریدکردن دچار شرم تحمیلی کنیم. این افراد معمولاً با آبوتاب از زندگی در اروپا صحبت میکنند. غالباً هم یک یا چند دوست و خویشاوند دارند که آنجا زندگی میکنند و رفاه از سر و روی زندگیشان میبارد. بگذارید منی به شما بگویم که چند کشور دنیا را گشتهام و در جوانی هم در ژاپن و بلغارستان زندگی کردهام. مردم همان اروپایی که این افراد حسرتش را میخورند یا دیگر کشورها، اکثرشان بدون برنامهریزی مالی اصلاً نمیتوانند زندگی کنند. کجای دنیا مثل ایران مردم کیلویی جنس میخرند؟ درست است که این چندساله تورم خیلی زیادی داریم، اما شنیدن یکسری حرف که معلوم نیست درست باشد یا نه دربارهٔ معیشت مردم بقیهٔ کشورهای دنیا چه کمکی به ما میکند؟ در مهمترین قدم و برنامه برای خرید، نیازهایتان را فهرست کنید: ضروری، معمولی و غیرضروری (قابلچشمپوشی و تعویق).
این هم جایزهات!
حالا که نیازهایتان را شناختید، اولِ ماه بدون معطلی کالاهای اساسی و ضروری را تأمین کنید. هفتهٔ دوم ماه مربوط به کالاهای معمولی است؛ اقلامی که هم لازم است و هم اگر نخواستیم میتوانیم با خرید کالایی دیگر یا برنامهریزی دیگری جایگزین کنیم. تکلیف اقلام غیرضروری هم معلوم است؛ خرید آنها را دقیقاً موکول کنید به هفتهٔ آخر ماه. اینطور اگر پول کافی داشته باشید میتوانید تهیه کنید، اگر نه پولی را که حالا در روزهای پایانی ماه میتواند خیلی به شما برای خرید یا کارهای دیگر کمک کند، صرف غیرضرور نکردهاید. اما یک نکته؛ ما انسانیم. خیلی وقتها امتحانکردن یک بستنی جدید که تازه به بازار آمده، حال ما را بیشتر از خوردن یک بشقاب پلو و خورشت سرحال میکند. اگر اوضاع مالی اجازه میدهد به خودتان سخت نگیرید، آن خوراکی را امتحان کنید یا آن وسیله را بخرید. این کار مزیت روحی خوبی هم دارد؛ انگار پاداشِ برنامهریزی درست مالی را با خریدن آن وسیله به خودتان میدهید.
از پرسوجو غافل نشوید
یک بخش از خرید معمولاً مربوط به لوازم ضروری، نیمه ضروری و نسبتاً غیرضروری میشود که شما قبلاً آن را امتحان نکردهاید یا سررشتهای در خریدش ندارید. در چنین شرایطی قبل از خرید، انجام بعضی ترفندها کمک میکند کمتر دچار فشار مالی یا اشتباه شوید. اگر میخواهید مواد غذایی بخرید که دمای محیط در نگهداری آنها اهمیت دارد، حتماً متناسب با ظرفیت یخچال یا فضای خنکی که در خانه دارید خرید کنید. دربارهٔ اینکه آن کالا چند رقم و کیفیت مختلف دارد حتماً تحقیق کنید. از چند فروشنده نه فقط یک فروشنده و از اطرافیانی که میدانید تجربهٔ خوبی دارند و راهنمایی مطمئنی میدهند کمک بگیرید. برای مثال برای تهیهٔ نمونهٔ خارجی بهجای نمونهٔ داخلی هیچوقت ریسک نکنید و یکجا خرید نکنید. اول مقدار کمی نمونه بخرید و امتحان کنید؛ اگر راضی بودید، با ذائقهٔ شما هماهنگ بود یا نیاز شما را بهخوبی پاسخ میداد اقدام کنید؛ در غیر این صورت شما با این شیوه از ضرر جلوگیری کردهاید. همچنین اگر کالا یا مواد غذایی را میخواهید امتحان کنید که تازهوارد بازار شده یا تجربه جدیدی است، حتماً آن را به کمترین میزانی که امکان دارید تهیه کنید. برخی مواقع زرقوبرق یک کالا ما را جذب میکند اما طعم، کیفیت یا ماهیت آن باسلیقه ما کاملاً فرق دارد. با این ترفند هزینه کمتری برای خریدهای هیجانی میدهیم.
تمام نمونه را مصرف نکنید!
دربارهٔ مواد غذایی خوراکی، اگر نمونه گرفتهاید حتماً در اولین فرصت طبخ یا استفاده کنید. مقداری از نمونه را هم نگه دارید که اگر قصد خرید بیشتر داشتید همراهتان باشد. این کار دو فایده دارد: اول اینکه زمان را از دست نمیدهید؛ بعضی اقلام بهخصوص اگر قیمت مناسب داشته یا تازه باشند زود فروش میروند. از طرفی هنگام خرید، کالا را با نمونه تطبیق میدهید و کلاه سرتان نمیرود. بعضی وقتها پیش میآید که یک نمونه را به فردی میدهند، اما همین که اعلام رضایت میکند و برای خرید مراجعه میکند، جنسی دیگر یا بهاصطلاح رقمِ مخلوط به او میفروشند. این موضوع دربارهٔ خرید برنج و حبوبات خیلی مصداق دارد.
معاشرت و کمک به معیشت
حتماً یک مغازه و فروشندهٔ آشنا و منصف پیدا کنید که شما را از تخفیفها باخبر کند؛ اگر کالایی به قیمت قبل دارد یا برخی اقلام که مدت کمی (مثلاً یک ماه) به انقضای آن باقیمانده و با قیمت پایینتر به فروش میرسد را به شما اطلاع دهد. برای مصارف روز، این گزینهها عالی هستند و به شما برای پساندازکردن کمک میکنند. حتی اگر خودتان نیاز ندارید، میتوانید به بستگان اطلاع دهید و با هماهنگی برایشان خرید کنید و به دستشان برسانید. این کار چه فایدهای دارد؟ آنها هم در موارد مشابه حتماً به شما خواهند گفت و ممکن است مغازه یا فروشندههایی را سراغ داشته باشند که تخفیفهای مناسبی دارند. دایرهٔ شانس شما برای خریدهای بهصرفه بیشتر میشود.
از طرفی وقتی فروشنده میبیند به رونق کسبوکار او کمک میکنید و برایتان اهمیت دارد بهخصوص اگر شناخت خوبی از هم داشته باشید احتمال اینکه کالاها را بهاصطلاح بهرسم رفاقت با سود کمتری به شما بفروشد بیشتر است. حتی اگر کالایی در خانه دارید که به دلیلی برای شما قابلاستفاده نیست و اگر زمان بگذرد تاریخش منقضی میشود، یا چنانچه کسی برای شما مواد غذایی، خوراکی یا... آورده که با ذائقهٔ شما و خانواده همخوانی ندارد، میتوانید باتکیهبر همین معاشرت و آشنایی، آن را با اقلام موردنیاز از مغازهٔ او بهعلاوهٔ خرید یکقلم کالای ضروری خانوار جایگزین کنید. فایدهٔ خرید آن یکقلم کالا هم این است که هم لطف او را جبران میکنید و هم آنچه نیاز دارید تهیه میشود.
خودتان هم دستبهکار شوید
اما یک نکتهٔ دیگر؛ بعضی مواقع شما یک خدمت یا کالا را میتوانید کاملاً آماده تهیه کنید یا بخرید. در واقع این خرید هم از نظر کیفیت و هم مالی و زمانی بهصرفه است. گاهی اوقات اما ماجرا فرق دارد؛ خود شما باتکیهبر مهارتهایی که دارید (از جمله خانهداری، آشپزی، فنی یا...) با خرید و ترکیب چند قلم کالای ساده و چهبسا کمتر، با دستورالعملی ساده، سالم و مطمئنتر میتوانید خودتان آن را آماده کنید. برخی کالاها و محصولات وجود دارند که بخش قابلتوجهی از قیمت آنها مربوط به هزینهٔ بستهبندی، فراوری یا مواردی دیگر است. خودتان را دستکم نگیرید و به شیوههای تهیهٔ اقلام موردنیاز باتکیهبر تواناییهای خودتان اعتماد کنید.
این موضوع برای خرید انواع ترشی، مربا و چاشنیهای فراوریشده بهشدت صدق میکند. برخی مواقع هم قیمت کالا از نمونهٔ خانگی آن خیلی کمتر است. در چنین شرایطی دقت به یک موضوع خیلی اهمیت دارد: توجه کنید که استفادهٔ طولانیمدت از آن اقلام، بهخصوص اگر مواد نگهدارنده، شرایط پخت نامناسب و افزودنیهایی دارند، چقدر بهسلامت شما ضربه میزند. مسئلهٔ مواد غذایی و سلامتی را جدی بگیرید و بهخاطر کمی ارزان یا آسان بودنِ کالاهای آماده، خودتان را به چالش نکشید.
دیدگاههای کاربران (۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است. اولین نظر را شما بنویسید!