دشمن گذرنامه ایرانی کیست؟
پایگاه خبری پیام قزوین پرس به نقل از خبرگزاری فارس: دشمن گذرنامه ایرانی کیست؟
«گذرنامه! همان دفترچه کوچک جیبی، بعضی افراد را به بهشت میفرستد و برخی دیگر را راهی جهنم میکند. میپرسی چطور؟!»
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: پاسپورت یا همان گذرنامه، ویزا یا همان روادید مبنای بهشت و دوزخ بعضی آدمهاست. اما چه میشود که تعدادی از افراد را راهی جهنم میکند؟ تا بوده و شنیدهایم معیار سرنوشت دوزخ و قیامت آدمها را اعمالشان تعیین میکرد نه چند برگ کاغذ بینالمللی! نکته همینجاست، کاربرد و استفاده گذرنامه معلوم است؛ مدارکی برای سفر به نقاط مختلف دنیا. موضوع این بحث اما این است که با آن به کدام مقصد حرکت میکنیم؟ به ماجرا دقیقتر که نگاه کنیم، معما حل میشود.
مقصد مهم است اما «مقصود» و هدف ما از سفر بیاندازه اهمیت بیشتری دارد. در میان گذرنامههای جهان، گذرنامه ایران شاید بیش از هر گذرنامه دیگری در دنیای امروز در فضای مجازی نقد و بررسی میشود. اینجا کمی در این باره میخوانیم.
از گذرنامه تا ارزش پول ملی
با فعالیت شبکههای اجتماعی در فضای مجازی، گعده و میزگردهای غیررسمی زیادی در دنیای مجازی تشکیل میشود با هزاران موضوع مختلف. برای مثال در همین اینستاگرام یک نفر ویدئو، عکس یا یک متن بارگذاری میکند. درباره یک موضوع خاص نظرش را میگوید یا ماجرا را به مشورت میگذارد. درست همان لحظه میزگرد مجازی غیررسمی اما داغ و بحثبرانگیز در قسمت «کامنت» یا همان نظرات تشکیل میشود. اگر از برخی نظرات معدود که ماجرا را به طنز و لودگی میکشند صرفنظر کنیم، نظرهای جدی معمولاً به سه دسته تقسیم میشوند. از میان آن سه، دودسته اهمیت بیشتری دارند؛ نظرات مخالف و موافق.
البته همیشه هستند کاربرانی هم که نظر مستقیم نمیدهند. در واقع یا خنثی عمل میکنند و بیطرفانه یا بدون ارائه نظرشان، اطلاعات و فکتهای جالبتری مینویسند که بهشرط صحت، اطلاعات عمومی بقیه را بالا میبرد. از ماجرای گذرنامه دور نشویم! #گذرنامه_ایرانی همیشه یکی از آن هشتگهای بحثبرانگیز در همین شبکههای اجتماعی بوده است. درست مانند #ارزش_پول_ملی. وقوع جنگ، تحریمهای بینالمللی، تورم دستوری علیه ایران و حواشی عالم سیاست بینالملل هم هر بار به داغشدن بحث درباره گذرنامه ایرانی بیشتر دامن میزد.
تولد فرزند در کشور دیگر!
اما چرا گذرنامه ایران مهم است و محتواهای زیادی در فضای مجازی برای آن ساخته میشود؛ از محتواهایی با زمینه طنز و تخریب علیه ایران گرفته تا دلسوزی، امیدواری و بررسی آماری جایگاه ویزا و پاسپورت ایرانی برای سفرهای بینالمللی. از میان محتواها اما معمولاً آن دسته محتواهایی مهمتر هستند و بیشتر دیده میشوند که «اعتبار» این گذرنامه را بررسی میکنند.
مثلاً اینکه ایرانیها به چند کشور دنیا میتوانند بدون روادید یا صرفاً با روادید فرودگاهی پرواز کنند؟ چرا بعضی بازیگران و سلبریتیهای مختلف همین چند سال پیش باوجوداینکه مدام از ایران و ایراندوستی میگفتند اما برای بهدنیاآوردن فرزندانشان به کشورهای غربی رفتند تا برایشان مدارک هویتی و گذرنامه آن کشورها را بگیرند؟ چرا بعضی از چهرههای شناختهشده ایرانی که وضع خوبی در همین کشور به دست آوردهاند تابعیت غیرایرانی هم گرفتهاند؟ همچنین موضوعهایی مانند لاتاری، پناهندگی، مهاجرت موقت یا دائم و... اگر قرار باشد کمی جامعتر به ماجرا نگاه کنیم شاید بد نباشد به فضاسازی بینالمللی نسبت به گذرنامه ایرانی هم توجه کنیم.
گذشته را دیدی؛ دشمن را هم ببین!
منظور از فضاسازی پیرامون گذرنامه ایرانی چیست؟ بارها در برخی محتواهای تولید شده در فضای مجازی، شاهد این هستیم عدهای بهخصوص با دو شیوه «طنز تلخ» و «سیاهنمایی» محتواهایی تولید و ادعا میکنند که گذرنامه ایرانی اعتبار بینالمللی مطلوب را ندارد. در مقصدهای گردشگری با دارندگان این گذرنامه گاهی اوقات بد و با احترامی رفتار میشود.
همین افراد معمولاً از کیسه تاریخ معاصر هم خرج میکنند. مدعی هستند قبلاً ایران چنین مشکلاتی نداشته و مسبب این کاهش اعتبار یا برخوردهای نامناسب را هم حکومت جمهوری اسلامی ایران میدانند. مدعی میشوند حکومت ایران به دلیل مواضع و ایدئولوژیهایی که دارد یا به دلیل چالش با آمریکا، اسرائیل و غرب، روابط بینالمللی خوبی ندارد. همین موضوع را هم با توضیحهای یکجانبه و معمولاً نیمخطی به اعتبار گذرنامه ایرانی گره میزنند و حکم صادر میکنند.
اما اهلفن خوب میدانند که اعتبار گذرنامه هر کشوری در دنیا، علاوه بر روابط حکومت با دیگر کشورها به برخورد دنیا با حکومتها و به عبارت بهتر اعمالشدن با نشدن سیاستهای منزویکننده علیه یک حاکمیت ارتباط کاملاً معنیدار، محکم و روشنی دارد. تحریمها، قراردادن نهادها و افراد مختلف یک کشور در فهرست سازمانهای تروریستی حتی مداخله در واردات، صادرات، گردش مالی بینالمللی علیه آن، اعمال سیاستهایی که آن کشور را بیثبات یا خطرناک برای سرمایهگذاری و گردشگری نشان بدهد، کاملاً مغرضانه اعتبار روادید و گذرنامه کشور همچنین ارزش پول ملی آن را دستخوش چالش میکند.
طمع؛ تور اصلی دشمن…
اما چرا ویزا و گذرنامه آنقدر مهم است که میتواند مسیر بهشت و دوزخ کسی را تعیین کند؟ این برمیگردد به جهانبینی و تربیت نفس توسط افراد. کسی که غرب و آمریکا را بت پیشرفت و بهشت آمال و آرزوهای خود دیده باشد، احتمالاً برای سفر به آنجا همبارها وسوسه میشود. سفر و اقامت بد است؟ نه! اما انجامش به چه مدت، با چه هدف و به چه قیمتی اهمیت دارد. یکی از تلخترین، تأملبرانگیزترین و جالبترین ابعاد گذرنامه پس از جنگ ۱۲روزه، کودتای دیماه سال گذشته و جنگ رمضان خود را نشان داد. وقتی چند وطنفروش، مزدور یا جاسوس دستگیر شدند که علیه ملت، کشور و منافع ملی با دشمن همکاری کرده بودند.
نکته مهم این بود که معمولاً علاوه بر وعده دریافت پول و دلار، با یک حقه دیگر هم به تور دشمن افتاده بودند؛ دریافت گذرنامه آمریکایی یا غربی! همین افراد اعتراف میکردند که از کودکی و نوجوانی سودای خروج از ایران و چشیدن طعم زندگی مرفه آن هم بدون نیاز به کار و خوشگذرانی در کعبه آمالشان؛ آمریکا و کشورهای غربی را داشتند. این وعده از طرف دشمن حتی از پیشنهاد دستمزد بالا به دلار هم فریبندهتر بود. اما آیا این خیانت صرفاً نتیجه خبره بودن دشمن در فریبدادن بود؟ بود، اما عامل اصلی چیز دیگری بود.
وطنفروش رفت؛ نخبه برگشت!
«خود تحقیری» و «طمع» مهمترین عاملی است که حتی زودتر از تله دشمن کار کرد. تماشای مصاحبه بازپرسان اطلاعات و امنیت کشور با این افراد و در واقع شنیدن اعترافاتشان آدم را به فکر فرومیبرد. برای مثال فرد میگوید همیشه دوست داشتم ببینم سوئیس با فلان کشور چه شکلی است؟ به خودم قول دادم هرطورشده بروم آنجا. چنین افرادی با طمع و نفس تربیتنشده، فقط نشانی مراکز حساس یا نظامی را به دشمن نمیدادند حتی نشانی مراکز درمانی، آموزشی و عمومی را هم ارسال میکردند!
عده دیگری هم در تماس با شبکههای معاند درخواست وقیحانه بمباران کشور از دو جنایتکار تاریخ بشری؛ «نتانیاهو» و «ترامپ» داشتند. غمانگیز و مضحکتر اینکه در تماس و پیامهایشان این دو جانی را «عمو» صدا میکردند! در نقطه مقابل این افراد، نخبگانی هم هستند که باوجوداینکه دشمن یا دیگر کشورها وعدههای وسوسهکننده مانند خانه و زندگی خوب، تابعیت کامل و اقامت با رفاه و دستمزد بالا به آنها پیشنهاد میداد، قبول نمیکردند. هویت ایرانی، کشور و خدمت به هموطنان را از همه چیز معتبر و بهتر میدیدند. این همان بهشت و جهنم به بهای گذرنامه و تابعیت است.
اعتبار گذرنامه یا سیاست دشمن؟
مسئله دیگر؛ آیا وضعیت اعتبار گذرنامه ایرانی به تلخی و ترحمبرانگیزی کمدی زرد و سیاهنمایی که در فضای مجازی علیه آن نشان داده میشود، است؟ نیست! قبل از هر بررسی باید گفت، حتماً این اعتبار میتواند بیشتر و کیفیت برخورد با گذرنامه ایرانی در جهان میتواند بهتر از چیزی که حالا هست باشد. درست مثل وضعیت گذرنامه همه کشورها. حتماً مقامات دولتی با رایزنی و روابط بینالمللی میتوانند تعاملها را تقویت کنند اما مهمتر از تمام اینها این است که سیاستهای تحمیلی و منزویکننده بینالمللی علیه ایران حذف شود.
اعتبار گذرنامه ایرانی آنقدر هست که تاجران و سرمایهگذاران ایرانی بهواسطه همان اوراق هویتی به کشورهای مختلف سفر میکنند. همچنین گردشگران ایرانی بسیاری در همین شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، ویدئو و تصاویر بسیاری از سفرهایشان به کشورهای مختلف به اشتراک میگذارند. وقوع دو جنگ اخیر، ابعاد مختلفی داشته اما یکی از زوایای کمتر دیده شده آن برگشتن هموطنانی به کشور بود که با همان گذرنامه ایرانی از کشور مهاجرت و تابعیت کشوری دیگر را کسب کرده بودند اما این جنگ یا به عبارت بهتر، علاقه به وطن و هموطن، آنها را برای همیشه به ایران برگرداند.
در ایران برف هم میبارد؟
در میان انبوه محتواهایی که درباره ایران، مهاجرت، برگشت به کشور، گذرنامه ایرانی و ارزش هویت ایرانی در جهان منتشر شده است، این روزها برخی جالبتر از بقیه به نظر میرسند. میپرسید کدام؟ همان ویدئوهایی که مردم بسیاری در کشورهای مختلف شانهبهشانه راهپیماییهای ضدجنگ و حمایتشان از ایران از این میگویند که مشتاقانه آرزوی سفر و حتی زندگی در این کشور را دارند.
اما نکته تأملبرانگیزی که درباره برخی از این ویدئوها وجود دارد، این است که برخی از این افراد میگویند تا پیش از جنگ اسرائیل و آمریکا علیه کشورمان یا اصلاً ایران را نمیشناختند یا طبق تصاویری که مدام به آنها نشاندادهشده بود، فکر میکردند ایران بیابانی برهوت است. امکانات شهرنشینی ندارد، خبری از خودروهای خوب نیست و مردم با وسایل نقلیه بدوی حتی اسب و شتر جابهجا میشوند! یا صحبتهای آن دختر آمریکایی دوستدار ایران و فلسطین که میگفت من فکر میکردم ایرانیها به عمرشان برف ندیده باشند و..
همیشه ایران؛ همیشه تمدن!
موشکهای دشمن علیه زیرساختهای ایران اما بیشتر آمریکا و اسرائیل را تخریب کرد تا کشور ما را. زمانی که مؤسسه پاستور، توفیق دارو، شرکت ساخت کشتی، بیمارستانها، بلندترین پل خاورمیانه، مخازن آبشیرینکن و... هدف قرار گرفت، خیلیها در جهان گفتند: این همه پیشرفت در ایران؟! آنها تقصیر ندارند استعمارگری رسانهای غرب کاری کرده بیخبر از این باشند که ایران همیشه پیشرفته بوده و از قدیمیترین تمدنهایی جهان است. بهترین مقاصد گردشگری و فرهنگی اصیل دارد. همان چیزی که دارندگان گذرنامهها و گردشگران تشنه دیدنش هستند.
امپراتوری رسانهای دشمن همیشه کاری میکند که ذهنیت مردم در جهان نسبت به تصویر ایران بدوی، منفی و ترحمبرانگیز مانده باشد، حالا چرا باید علیه خویش کند؟ با اعتباربخشی به گذرنامه ایرانی هر ایرانی راهی خارج از کشور یا گردشگری که از ایران به کشورش برمیگردد راوی پیشرفت ایران به جهان خواهد شد. این اتفاق هرچه دشمن علیه ایران رشته و جلوه داده را پنبه میکند اگر تحریمهای نرم و سیاستهای موذیانه بینالمللی دستشان کوتاه شود.
دیدگاههای کاربران (۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است. اولین نظر را شما بنویسید!