ایران
۱۴۰۵/۰۸/۱۳ ۲۲:۴۸

هشدار صریح رهبر انقلاب درباره خطر امتیاز دادن به دشمن

اگر هدف، گرفتن یک امتیاز، تغییر یک تصمیم یا مهار یک توانمندی باشد، می‌توان از اختلافی سیاسی و راهبردی سخن گفت که شاید با مذاکره و توافق حل‌وفصل شود؛ اما وقتی هدف، بلعیدن یک کشور، فروپاشی نظام سیاسی و حتی تجزیه سرزمین آن است، دیگر با یک منازعه متعارف روبه‌رو نیستیم.
هشدار صریح رهبر انقلاب درباره خطر امتیاز دادن به دشمن

پایگاه خبری پیام قزوین پرس به نقل از خبرگزاری فارس: خط رهبری: گاهی برای فهم یک جنگ، نباید فقط به میدان نبرد نگاه کرد؛ باید دید طرف مقابل اساساً برای چه چیزی وارد میدان شده است. اگر هدف، گرفتن یک امتیاز، تغییر یک تصمیم یا مهار یک توانمندی باشد، می‌توان از اختلافی سیاسی و راهبردی سخن گفت که شاید با مذاکره و توافق حل‌وفصل شود؛ اما وقتی هدف، بلعیدن یک کشور، فروپاشی نظام سیاسی و حتی تجزیه سرزمین آن است، دیگر با یک منازعه متعارف روبه‌رو نیستیم. اینجا پای یک جنگ وجودی در میان است؛ جنگی که موضوع آن نه یک پرونده سیاسی بلکه اصل موجودیت و استقلال یک ملت است. رهبر شهید انقلاب در تبیین ریشه تقابل ایران و آمریکا، مسئله را در یک عبارت کوتاه و معنادار خلاصه کرده بودند: «مسئله‌ی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟ به  نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

این تعبیر فراتر از یک توصیف سیاسی، صورت‌مسئله اصلی تقابل دو کشور را روشن می‌کند: مسئله آمریکا با ایران، صرفاً اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای، توان موشکی یا سیاست منطقه‌ای نیست؛ مسئله، استقلال کشوری است که حاضر نشده در معادلات سلطه‌طلبانه واشنگتن هضم شود.

جنگ بر سر بودن و نبودن

شهادت رهبر شهید، فرماندهان ارشد و شماری از نخبگان و دانشمندان کشور در جریان جنگ‌های اخیر، در کنار طرح صریح اهدافی همچون فروپاشی نظام و تجزیه ایران، نشان داد که هشدار درباره ماهیت وجودی این تقابل را نمی‌توان صرفاً یک تعبیر خطابی دانست. در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز ابعاد این تهدید با صراحت بیشتری صورت‌بندی شده است؛ تهدیدی که از تحمیل سلطه فراتر می‌رود و تمامیت سرزمینی، ساختار سیاسی و هویت تمدنی ایران را نشانه می‌گیرد: «سردمداران مستکبر امریکا و اذناب آن همواره به دنبال تحمیل سلطۀ خود و تسلیم ایران بوده‌اند و حتّی در آخرین نسخه‌های این زورگویی، تمامی آداب و ظواهر دروغین و فریبندۀ بین‌المللی را کنار گذاشته و وقیحانه به دنبال تجزیۀ کشور، زانو زدن ملّت، فروپاشی نظام، و نابودی تمدّن اصیل و کهن ایران هستند.» ۱۴۰۵/۰۸/۱۳

وقتی اهداف اعلام‌شده تا این اندازه گسترده است، دیگر نمی‌توان منازعه را به اختلاف بر سر چند موضوع مشخص تقلیل داد. دشمنی که تجزیه کشور و فروپاشی نظام را در دستور کار قرار می‌دهد، با گرفتن یک امتیاز یا تغییر یک سیاست متوقف نمی‌شود؛ زیرا مسئله او چیزی فراتر از رفتار یک دولت است. در چنین شرایطی، تشخیص درست ماهیت جنگ، مقدمه هر تصمیم و محاسبه‌ای درباره چگونگی مواجهه با آن خواهد بود.

توهم تغییر در واشنگتن

یکی از خطاهای محاسباتی در مواجهه با آمریکا، گره زدن آینده روابط دو کشور به نتیجه انتخابات این کشور است؛ گویی با رفتن جمهوری‌خواهان و آمدن دموکرات‌ها یا برعکس، ماهیت تقابل نیز دستخوش تغییر بنیادین می‌شود. روشن است که دولت‌های مختلف آمریکا در ادبیات، روش‌ها و اولویت‌های اجرایی تفاوت‌هایی دارند؛ اما این تفاوت‌ها را نباید به‌معنای کنار گذاشتن منطق فشار و سلطه بر ایران تلقی کرد. تجربه تاریخی تقابل دو کشور نیز نشان می‌دهد که این خصومت را نمی‌توان به یک رئیس‌جمهور یا یک حزب محدود کرد.

از همین رو، امید بستن به تغییر رفتار آمریکا از مسیر جابه‌جایی‌های حزبی یا تصور اینکه با امتیازدهی می‌توان این کشور را از دشمنی با ایران منصرف کرد، با واقعیت این تقابل سازگار نیست. هشدار رهبر معظم انقلاب دقیقاً ناظر به همین خطای محاسباتی است: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابه‌جایی‌های حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصوّر می‌کنند با امتیاز دادن به امریکا می‌توانند او را از دشمنی با ملّت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباه‌اند. این تصوّر باطل، ناسپاسی نسبت به فتوحات عظیمی است که ملّت مسلمان ایران در سایۀ توکّل و استقامت و مجاهدت به دست آورده است.» ۱۴۰۵/۰۸/۱۳

دشمنی‌ای که از ۲۸ مرداد آغاز شد

برای فهم این واقعیت، باید کمی عقب‌تر رفت؛ بسیار عقب‌تر از پرونده هسته‌ای و حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی. دشمنی آمریکا با ایران برخلاف تصوری که آن را واکنشی به سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران می‌داند، سابقه‌ای طولانی‌تر دارد. نقطه عطف این خصومت، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود؛ اقدامی که اسناد تاریخی دولت آمریکا نیز نقش سازمان اطلاعات مرکزی این کشور را در طراحی و اجرای آن تأیید می‌کنند: «نقطۀ آغازین ظلم امریکا علیه ملّت ایران، به بیش از هفت دهۀ قبل می‌رسد؛ آنگاه که کودتای بیست‌وهشتم مرداد را برای استمرار چپاول منابع و سرمایه‌های ملّی خصوصاً نفت برپا کرد.» ۱۴۰۵/۰۸/۱۳

پس از آن نیز فهرست اقدامات خصمانه آمریکا در قبال ایران ادامه یافت؛ از حمایت از ساختار سرکوبگر حکومت پهلوی و پشتیبانی از گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریستی پس از انقلاب تا حمایت از صدام در جنگ تحمیلی اول، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، تحریم‌های گسترده و ترور شهید سلیمانی. 

این سابقه نشان می‌دهد که با تغییر احزاب، ابزارهای فشار تغییر کرده‌اند؛ اما تقابل بر سر استقلال و قدرت ایران همچنان در سیاست آمریکا حضور داشته است. بنابراین، تقلیل مسئله به اختلاف با یک رئیس‌جمهور یا یک حزب، نادیده گرفتن ریشه‌های تاریخی آن است.

راهی جز قدرتمند شدن نیست

در چنین معادله‌ای، مهم‌ترین خطای محاسباتی آن است که تصور شود با اندکی عقب‌نشینی، امتیازدهی یا نشان دادن تمایل به سازش، می‌توان اشتهای طرف مقابل را مهار کرد. وقتی هدف نهایی، تسلیم بی‌قیدوشرط است، هر نشانه‌ای از عقب‌نشینی می‌تواند به مطالبه‌ای تازه تبدیل شود: «آرزوی شیطان بزرگ، تسلیم بی‌قید و شرط ملّت ایران است و کمترین گرایش تسلیم‌آمیز به دشمن سلطه‌گر، سرمایۀ عظیمی را که به برکت خون شهدا و با فداکاری آحاد ملّت به دست آمده بر باد خواهد داد و دشمن مستکبر را برای زیاده‌خواهی بیشتر و جنگ‌ها و جسارت‌های بعدی جری‌تر خواهد کرد.» ۱۴۰۵/۰۸/۱۳

مواجهه با جنگ وجودی، با ماندن در لاک دفاعی و چشم‌دوختن به تحرک بعدی دشمن ممکن نیست. وقتی طرف مقابل موجودیت ایران را نشانه گرفته، پاسخ هم باید در تراز همین تهدید باشد؛ نه انفعال، نه انتظار و نه دل‌خوش کردن به مهار موقت بحران. باید قدرتی ساخت که محاسبه تعرض را برای دشمن به کابوسی پرهزینه تبدیل کند؛ از تقویت بی‌وقفه توان دفاعی و نظامی و جهش علمی و اقتصادی تا تحکیم انسجام ملی و خشکاندن ریشه‌های نفوذ و فشار. در معادله منطقه‌ای نیز عقب‌راندن دامنه نفوذ و حضور نظامی آمریکا و محدود کردن امکان سلطه‌گری آن در غرب آسیا، بخشی از راهبرد بازدارندگی است. دشمن باید بداند هر تعرض به ایران، با پاسخی روبه‌رو خواهد شد که هزینه آن بسیار فراتر از محاسبات اولیه‌اش است.

پاسخ نهایی به جنگ وجودی، نه در انتظار برای تغییر رفتار دشمن بلکه در ساختن ایرانی قدرتمندتر از همیشه نهفته است.

ایران باید چنان در عرصه‌های نظامی و دفاعی، علمی و فناورانه، اقتصادی و صنعتی پیشرفت کند که هیچ قدرتی حتی خیال تعرض و تحمیل اراده خود را در سر نپروراند. باید معادله را از اساس تغییر داد؛ به‌جای آنکه هر روز در انتظار تصمیم واشنگتن و عقب‌نشینی دشمن بمانیم، باید آن‌قدر قدرت ملی را افزایش دهیم که دشمن راهی جز کنار گذاشتن سیاست فشار و خصومت پیش روی خود نبیند. پایان دادن به دشمنی‌ها، رفع تحریم‌ها، گشودن گره‌های اقتصادی و حل مشکلات کشور، از مسیر امتیازدهی به قدرت‌های سلطه‌گر نمی‌گذرد؛ راه پایدار آن، رسیدن به نقطه‌ای از اقتدار و بازدارندگی است که تحریم و تهدید، دیگر ابزار مؤثری برای تحمیل خواسته‌های دشمن نباشد.

این همان افق راهبردی است که باید همه ظرفیت‌های کشور را به سوی آن بسیج کرد: ایران هرچه قوی‌تر؛ تا جایی که هیچ تهدیدی کارگر نیفتد، هیچ تحریمی نتواند اراده ملت را به زانو درآورد و هیچ قدرتی سودای تعرض و سلطه بر این سرزمین را در سر نپروراند. رسیدن به چنین نقطه‌ای بدون پیشرفت همه‌جانبه، انسجام ملی و هم‌افزایی مردم و مسئولان ممکن نیست. بازدارندگی مطلق، یک شعار یا آرزوی دوردست نیست؛ مقصدی است که باید با قدرت‌سازی مستمر و وحدت ملی به آن رسید: «تنها راه رسیدن به نقطۀ بازدارندگی مطلق، استمرار راهبرد «ایران هرچه قوی‌تر» در مسیر پیشرفت همه‌جانبه بوده؛ و یکپارچگی، وحدت و انسجام اجتماعی، عنصر اصلی موفّقیّت در این مسیر می‌باشد که لازم است بر هر گفتار و کردار فردی و اجتماعی ملّت و مسئولان حاکم باشد.» ۱۴۰۵/۰۸/۱۳

 

کد خبر: 4tfx5ic49f
معصومه سعادتی پور
خبرنگار : معصومه سعادتی پور
خبرنگار رسمی پیام قزوین پرس کد خبرنگار : ۷۸۵۴۲۱۵۴
آرشیو اخبار خبرنگار

دیدگاه‌های کاربران (۰)

هنوز هیچ دیدگاهی برای این خبر ثبت نشده است. اولین نظر را شما بنویسید!

ارسال نظر جدید